قالب وبلاگ

پیتزا مخلوط
پـیـتـزایـــی مـتـفـــاوت با طـــــــعم زندگــــی. . . 
پيوندهای روزانه
چت باکس



برچسب‌ها: پیتزا مخلوط
[ سه شنبه سوم مرداد 1391 ] [ 17:11 ] [ دختر مهربون ]

این تناقض تا ابد شیرین ترین مرثیه است

 

سرترین آقای عالم را خدا بی سر گذاشت

 

 

[ پنجشنبه هشتم آبان 1393 ] [ 23:19 ] [ دختر مهربون ]
لحظه هایی هستند

که هستیم

چه تنها ، چه در جمع

اما خودمان نیستیم

انگار روحمان می رود

همانجا که می خواهد

بی صدا

بی هیاهو

 

همان لحظه هایی که 

راننده ی آژانس میگوید رسیدین 

فروشنده می گوید باقی پول را نمی خواهی؟

راننده تاکسی میگوید صدای بوق را نمی شنوی

و مادر صدا میکند حواست کجاست ؟

 

ساعتهایی که 

شنیدیم و نفهمیدیم

خواندیم و نفهمیدیم

دیدیم و نفهمیدیم

 

و تلویزیون خودش خاموش شد

آهنگ بار دهم تکرار شد

هوا روشن شد

تاریک شد

 

چایی سرد شد

غذا یخ کرد

در یخچال باز ماند

و در خانه را قفل نکردیم

 

و نفهمیدیم کی رسیدیم خانه

و کی گریه هایمان بند آمد

 

و 

 

کی عوض شدیم

کی دیگر نترسیدیم

از ته دل نخندیدیم

و دل نبستیم

 

و چطور یکباره انقدر بزرگ شدیم

و موهای سرمان سفید

و از آرزوهایمان کی گذشتیم

 

 

" یک لحظه سکوت برای لحظه هایی که خودمان نیستیم "

------

[ یکشنبه پنجم مرداد 1393 ] [ 1:43 ] [ دختر مهربون ]
سلام دوستان پیتزا مخلوط؛ 

پس از غیبتی طولانی ....دوباره در خدمتتون هستم....

 

[ یکشنبه پنجم مرداد 1393 ] [ 1:35 ] [ دختر مهربون ]

      
           السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا (علیه السلام)


حتما قرار شاه و گـــــــدا هست یادتان 

آری همان شبی که زدم دل به نامتان 

مشــهد،حــرم،ورودی بابــــ الجــوادتان

آقــــا عجیب دلــــــــــــــم گرفته برایتان


[ دوشنبه نهم دی 1392 ] [ 18:28 ] [ دختر مهربون ]

تنهاترم از عشق، بعدازمرگ فرهاد

تنهاترازاشکی که از چشم تو افتاد

تنهاترازشبنم که بعدازمرگ خورشید

خودرا به دست تیرگی های زمین داد


شعراز:سودابه امینی



برچسب‌ها: تنهاتراز عشق
[ شنبه بیست و پنجم آبان 1392 ] [ 15:12 ] [ دختر مهربون ]

[ چهارشنبه پانزدهم آبان 1392 ] [ 12:50 ] [ دختر مهربون ]


برچسب‌ها: جاده موفقیت
[ دوشنبه ششم آبان 1392 ] [ 18:32 ] [ دختر مهربون ]


کبوتر حرم

خانه‌های آن کسانی می‌خورد در، بیشتر
که به سائل می‌دهند از هرچه بهتر بیشتر


عرض حاجت می‌کنم آن‌جا که صاحب‌خانه‌اش 
پاسخ یک می‌دهد با ده‌برابر بیشتر


گاه‌گاهی که به درگاه کریمی می‌روم 
راه می‌پویم نه با پا، بلکه با سر، بیشتر


زیر دِین چارده معصومم اما گردنم 
زیر دِین حضرت موسی‌بن‌جعفر بیشتر


گردنم در زیر دیِن آن امامی هست که 
داده در ایران ما طوبای او بر، بیشتر


آن امامی که «فداکِ» گفتنش رو به قم است 
با سلامش می‌کند قم را معطر بیشتر


قم همان شهری که هم یک ماه دارد بر زمین 
همچنین از آسمان دارد چل اختر بیشتر


قصد این بار قصیده از برادر گفتن است 
ورنه می‌گفتم از این معصومه‌خواهر بیشتر


من برایش مصرعی می‌گویم و رد می‌شوم 
لطف باباهاست معمولاً به دختر بیشتر


عازم مشهد شدم تا با تو درد دل کنم 

بودنم را می‌کنم این‌گونه باور بیشتر


مرقدت ضرب‌المثل‌های مرا تغییر داد 
هرکه بامش بیش، برفش... نه! کبوتر، بیشتر


چار فصل مشهد از عطر گلاب آکنده است 
این‌چنین یعنی سه فصل از شهر قمصر بیشتر


پیش تو شاه و گدا یکسان‌ترند از هرکجا 
این حرم دیگر ندارد حرف کمتر، بیشتر


ای که راه انداختی امروز و فردای مرا!

 چشم‌ بر راه تو هستم روز آخر بیشتر


از غلامان شما هم می‌شود دنیا گرفت 
من نیازت دارم آقا روز محشر بیشتر


بر تمام اهل‌بیت خویش حسّاسی ولی 
جان زهرا(س) چون شنیدم که به مادر بیشتر...


بیشترهایی که گفتم از تو خیلی کمترند
...

حسین رستمی

[ شنبه سیزدهم مهر 1392 ] [ 13:56 ] [ دختر مهربون ]

بچه که بودیم از  تکلیف  می ترسیدیم

حال که کمی بزرگ شدیم از بلاتکلیفی  می ترسیم!!!

[ دوشنبه یکم مهر 1392 ] [ 20:25 ] [ دختر مهربون ]


ساقیا امشب صدایت با صدایم ساز نیست

یا که من بسیار مستم، یا که سازت ساز نیست


ساقیا امشب مخالف می نوازد تار تو

یا که من مست و خرابم، یا که تارت تار نیست



برچسب‌ها: ساز, تار
[ دوشنبه هجدهم شهریور 1392 ] [ 23:27 ] [ دختر مهربون ]

عبادت بی صداقت، حقه بازی استــــــــــــــــــ

اساس مسجدش، بتخانه سازیستـــــــــــــــ

چرا مـــــــــــــردم نمــــــــــــــیخواهند بفهمند

وضوی بی صداقت، آب بازیستــــــــــــــــــــــــ

[ چهارشنبه سی ام مرداد 1392 ] [ 15:33 ] [ دختر مهربون ]


وقتی ارزش ها عوض می شوند

عوضی ها، باارزش می شوند

...

[ یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1392 ] [ 16:36 ] [ دختر مهربون ]

ﺩﻗﺖ ﮐﺮﺩﯾﻦ ﺍﯾﻦ ﮔﺮﺑﻪ ﻫﺎ ﻫﻢ ﺁﺩﻡ ﺷﺪﻥ ﻭﺍﺳﻪ ﻣﺎ ؟

ﻗﺒﻠﻨﺎ ﻫﯿﺒﺘﯽ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ.ﺍﺯ ﺩﻭﺭ ﭘﺦ ﻣﯿﮑﺮﺩﯾﻢ 3ﻣﺘﺮ ﺭﻭ ﻫﻮﺍ
ﺑﻮﺩﻥ،

ﺣﺎﻻ ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭﻣﻮﻥ ﺭﺩ ﻣﯿﺸﻦ،ﻧﮕﺎﻩ ﻣﻌﻨﺎﺩﺍﺭ ﭼﻦ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﺍﯼ
ﻫﻢ ﻣﯿﮑﻨﻦ!
ﻫﻤﯿﻨﻤﻮﻥ ﻣﻮﻧﺪﻩ ﺑﻪ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﺍﻓﺴﻮﺱ ﺳﺮﻡ ﺗﮑﻮﻥ ﺑﺪﻥ


برچسب‌ها: گربه
[ دوشنبه بیست و یکم مرداد 1392 ] [ 17:6 ] [ دختر مهربون ]

هیـــــچ گاه به خاطـــــر "هیـــــچ کـــــس"

دســـــت از "ارزشــــهایت" نکـــــش...

چــــون ....

زمانــــی که اون فـــــــرد از تــــو دســـــت بکشــــد،

تــــو مــــی مانـــی و یـــک .....

"مـــن " بــــــی ارزش !!


برچسب‌ها: ارزش ها
[ شنبه دوازدهم مرداد 1392 ] [ 14:9 ] [ دختر مهربون ]


اگر دوستدار هنر خوشنویسی هستید، به سایت استاد شیرازی که در"لینک دوستان" من هست

یه سری بزنید...



برچسب‌ها: علی شیرازی, خوشنویسی
[ شنبه پنجم مرداد 1392 ] [ 15:35 ] [ دختر مهربون ]


چــ ــ ه بســ ــیار نگــ ــآه ها.....

در جــ ـــهان سر گرداننــ ــد کــ ـه در چــ ـشمی جای گــیرندـ.....

وچــ ــه بسـ ـیار فـ ـریادهــاییــ که بر سنــ ـگ خــاموش بوســـ ــه می زنـــ ـ ـند....

تمام چــ ـیزی که بــ ـ ـاید از زنـ ـ ــــدگی آموخت..

تنهــ ـــا یکــــ کــــلمــه اســـتــ....

مـــــــ ــــــ ـــــیگذردـــ......

[ چهارشنبه دوم مرداد 1392 ] [ 14:34 ] [ دختر مهربون ]

این دهان ب‍‍ستی دهان‍‍ی باز ش‍‍د

تا خورن‍‍دهٔ لق‍‍مه‌های راز ش‍‍د


لب فروب‍‍ند از طعام و از شراب

سوی خوان آسمانی ک‍‍ن شتاب
گر تو ای‍‍ن ان‍‍بان ز نان خالی کن‍‍ی
پر ز گوهرهای اج‍‍لالی کن‍‍ی
طفل جان از شیر شی‍‍طان باز ک‍‍ن
بعد از آن‍‍ش با مل‍‍ک انباز ک‍‍ن


چ‍‍ند خوردی چرب و شی‍‍ری‍‍ن از طعام

امتحان ک‍‍ن چ‍‍ند روزی در صیام


چ‍‍ند شب‌ها خواب را گ‍‍شت‍‍ی اسی‍‍ر

یک شب‍‍ی بی‍‍دار ش‍‍و دول‍‍ت بگی‍‍ر


[ جمعه بیست و هشتم تیر 1392 ] [ 18:56 ] [ دختر مهربون ]



خونه مادربزرگه 2013
.
.
.
خونه ی مادر بزرگه ، الان آپارتمانه

خونه ی مادر بزرگه ، استخر و لابی داره

خونه ی مادر بزرگه ، wifi ی مفتی داره

خونه ی مادر بزرگه ، دیش و LNB داره

کنار خونه ی اون ، همیشه پارتی برپاست

پارتیهای محله ، پر شور و شوق و غوغاست

مادر بزرگه الان ، مازراتی سواره

رنگ موهاشم هر روز ، جور واجورو باحاله

مادر بزرگه الان ، شلوار جین می پوشه

کفش کالج و کیفش ، همیشه روبه روشه

مادر بزرگه هرشب ، Gem Tv رو میبینه

خرم سلطان و سنبل ، لامیارو میبینه

خونه ی مادر بزرگه ، هنوز خیلی باحاله

خونه ی مادر بزرگه ، حرفای خاصی داره !


برچسب‌ها: خونه مادربزرگه
[ شنبه بیست و دوم تیر 1392 ] [ 18:14 ] [ دختر مهربون ]

دیشب با خدا دعوایم شد. با هم قهر کردیم ...

فکر کردم دیگر مرا دوست ندارد.

رفتم گوشه ای نشستم.

چند قطره اشک ریختم و خوابم برد. 

صبح که بیدار شدم. مادرم گفت:

       نمیدانی از دیشب تا صبح چه بارانی می آمد...

[ چهارشنبه نوزدهم تیر 1392 ] [ 17:7 ] [ دختر مهربون ]



There is daggers in men's  smiles


در لبخند مردم ، خنجرها نهفته است.


شکسپیر ، مکبث ، پرده دوم ، صحنه سوم


برچسب‌ها: شکسپیر, مکبث, لبخند
[ جمعه چهاردهم تیر 1392 ] [ 13:23 ] [ دختر مهربون ]


والدین 10 سال قبل خطاب به فرزند دلبند : صبح شده   پاشــــــــــــــــــــــو دیگه  ....

  و حالا :  صبح شد ،  بگیر بخواب دیگـــــــــــــــــــــــــــــه  !!!!!


[ چهارشنبه پنجم تیر 1392 ] [ 16:41 ] [ دختر مهربون ]

کارش به ته غزل کشیده چشمت

تا سرمه ای از عسل کشیده چشمت

زیر مژه ات هزار دل  زندانی است

ازبس چک بی محل کشیده چشمت


"از مجموعه شعر چای چوپان اثر  عباس احمدی"

[ چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1392 ] [ 16:45 ] [ دختر مهربون ]

  به قول  فامیل دور : "من  دیگه حرفی ندارم..."

شما  چی؟



برچسب‌ها: apple
[ جمعه بیست و چهارم خرداد 1392 ] [ 19:20 ] [ دختر مهربون ]

حلزون را گفتند: " سرعت از که آموختی ؟ "

گفت: " از اینترنت ایران !!! "


برچسب‌ها: حلزون, سرعت, اینترنت
[ دوشنبه ششم خرداد 1392 ] [ 14:47 ] [ دختر مهربون ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

امکانات وب
Online User اذان

فال حافظ

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس